X
تبلیغات
رایتل
makoran مکران
مکران وبلاگ خبری-تحلیلی استان سیستان و بلوچستان
 
به بن بست رسیدیم اما بر دیوار آن «در باغ سبز» را نقاشی کردیم!

  «سایه شوم خبرسازی بر سر رسانه های اپوزیسیون و سبز افتاده و مخاطبان را بی اعتماد کرده است.»

به نقل از کیهان ,یک پایگاه وابسته به اپوزیسیون خارج نشین با اشاره به فزونی گرفتن خبرسازی و جا زدن آرزوها و خیالات خود جای خبرهای طیفی از رسانه های ضدانقلاب نوشت: دست نکشیدن جریان سبز از تاکتیک راهپیمایی حتی بعد از عاشورای 88 باعث بن بست شد اما به جای پذیرش این بن بست، کسانی به جنبش خبرسازی روی آوردند تا جایی که از طریق اخبار اغراق آمیز، جلوه حضور را بیش [غیر] از آنچه هست نشان دهیم تا شاید همراهان خاموش را نیز تحریک به حضور در راهپیمایی فرا کنند، اما واقعیت چیز دیگری بود که مردم به چشم دیدند و آن را لمس کردند. بارها در مورد زندانیان اخبار غیرواقعی منتشر شد که آنها و خانواده هایشان را دچار مشکلات مضاعف کرد.

برای نمونه خبر «جرس» در خصوص وضعیت عیسی سحر خیز در بیمارستان. در آن خبر گفته شده بود« چهار مامور امنیتی به صورت دائمی در اتاق کوچکی که تخت سحرخیز در آن قرار دارد، مراقب او و روابط اش هستند. قابل توجه است که با وجود ضعف جسمی و بیماری های مختلف سحرخیز، دست و پای او در اغلب ساعات شبانه روز به صورت ضربدری به تخت زنجیر شده است.» ولی به گواه همه آنها که به راحتی ایشان را ملاقات کردند از جمله نگارنده، چنین مسئله ای حقیقت نداشت.

خودنویس در ادامه این مطلب که با امضای سوسن سیروسی منتشر شده، اضافه می کند: نمونه دیگر قرار گرفتن اخباری بر روی خروجی سایت ها در همین چند روز اخیر است که از بیانیه های مکرر زندانیان سیاسی بند 350 اوین حکایت داشت و این در حالی است که سنجش شرایط امنیتی در این زندان و به ویژه این بند هر خواننده عاقلی را با اما و اگرهای فراوانی مواجه می سازد و دچار تردید در صحت و سقم این دست اخبار می کند. در همین خصوص می توان اشاره مستقیمی داشت به نامه تبریک منتسب به تعدادی از معروف ترین زندانیان سیاسی اوین که به مناسبت جایزه اسکار اصغر فرهادی که عصر همان روز واقعه یعنی در روز دوشنبه 8 اسفند ماه روی خروجی اغلب سایت های سبز قرار گرفت و برای اغلب کسانی که حداقل درکی از شرایط دارند این پرسش را به وجود آورد که چگونه طی تنها چند ساعت پنجاه و چهار نفر از زندانیان در جو امنیتی زندان توانستند ضمن تدوین این بیانیه یکدیگر را آگاه و بیانیه را تایید و امضا کنند و از همه مهمتر اینکه این بیانیه از طریق سالن ملاقات، آن هم به این سرعت به بیرون درز کرده و بروی خروجی سایت ها قرار بگیرد.

در ادامه این تحلیل آمده است: بیانیه تحریم انتخابات نیز از این دست است؛ کیوان صمیمی روزنامه نگار زندانی که نام ایشان به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه در اخبار آمده بود از وجود چنین بیانیه ای ابراز بی اطلاعی می کند. با این همه رسانه های جنبش گویی با گریز از بستر اندیشه ورزی و روی آوردن به خبرسازی، وارد بازی خطرناک برای خود شده اند، چرا که از یک سو ابزار مغتنمی را در اختیار کسانی قرار می دهند که در جهت سیراب کردن عطش خودنمایی خویش گام برمی دارند و از سوی دیگر نیروها و یاران بالقوه خود را دچار زوال می کنند و دست آخر نیز فریب جریان سازی رسانه ای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای بی اعتبار کردن همه خبرهای مربوط به زندانیان و کل جنبش را خورده اند. این رسانه ها شاید هم دچار روزمرگی شده اند اما با انعکاس اخبار به نقل از منابع ناشناس، باورناپذیری اخبار خود را تقویت می کنند.



ارسال شده در: دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1390 :: 09:22 :: توسط : عرفان عزیزی
 
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 384605






Powered by WebGozar