X
تبلیغات
رایتل
makoran مکران
مکران وبلاگ خبری-تحلیلی استان سیستان و بلوچستان
 
اپوزیسیون و بازهم چالشی دیگر

  پیشتر به این موضوع اشاره کردیم که تنش‌های شدید میان سکولارهای سبز، موجب جبهه گیری‌های جدیدی میان اعضای این گروه شده و اردوگاه شبکۀ سبزهای سکولار را دچار بحرانی غیرمنظره نموده است.

اگرچه رضا حسین بر می‌گوید «همایش سکولارهای سبز در تورنتو (می 2011) محل تجلی تفاهم بود»، اما نشست بعدی که در کلن آلمان (دسامبر 2011) برگزار گردید، اوج دشمنی‌ها و کینه توزی حامیان رضا پهلوی و مدافعان فدرالیزم، نسبت به یکدیگر را به نمایش گذاشت؛ و باز هم قضیه بدین جا ختم نشد و در نشست پرجنجال استکهلم (فوریه 2012)، بدبینی، اتهام سازی و مناقشات بر سر ضرورت و یا عدم ضرورت ایجاد یک آلترناتیو در مقابل جمهوری اسلامی، کنفرانس را به صحنۀ لفاظی موافقان و مخالفان در رسانه های خارج از کشور تبدیل کرد.

با بررسی مواردی ازین دست درمی یابیم اپوزیسیون بجایی رسیده است که خود را به شدت در گمراهی و آشفتگی گروهی و قبایلی افکنده که هرچند دست و پا میزند راه علاجی برای خود نمی‌یابد. در طی زمان انشعابات جدیدی از درون اپوزیسیون خارج می‌شود و گروه های قبلی منحل می‌شوند و این روند همچنان در حال تکرار است، در واقع عملکرد مخالفین خارج از کشور همواره بیانگر آن بوده است که حتی روابط و تشکیلات داخلی اپوزیسیون به شدت ناثبات بوده و بیش از تهدید خارجی در مقابل منتقدین درون سازمانی خود آسیب پذیر بوده است.


این روزها داستان استعفاهای دسته جمعی، پیکرۀ اپوزیسیون را بسیار شکننده نموده و البته این داستان همچنان از سر گرفته می‌شود، درست پس از قائله‌ی سکولارهای سبز که ختم به استعفای گروهی چند تن از اعضای آن گردید (21 فوریه 2012)، استعفای دسته جمعی دیگری در جنبش فدرال دموکرات آذربایجانی اتفاق افتاد.

 یک شبکۀ وابسته به این گروه چنین اظهار نموده است که؛ پس از سال‌ها اجرا و تبلیغ سیاست ایرانگرایانه و ضد ترک، بالاخره برخی از افراد صلاحیتدار تشکیلات فدرال دموکرات آذربایجان که البته این شبکه آن‌ها را نیز «زمینه ساز و بانی سیاستهای کجدار و مریض» دانسته است، راهکار را در استعفا دیده‌اند.

این شبکه دلیل استعفای دسته جمعی این افراد و دلیل آنچه که پس از تشدید اختلافات به استعفا منجر شده است را «خودسری‌های گسترده اخیر که با اعتراض قاطعانه فعالان ملی مواجه شده‌اند» بیان نموده و در دفاع از گروه جدا شده می‌نویسد؛ «آن‌ها نتوانسته اند بیش از این بی اعتنایی نمایند و تصمیم گرفته‌اند خود را از این تشکیلات کنار بکشند».

البته هنوز کاملا قطعی نشده است که چه کسانی قصد هدایت دوباره این تشکیلات را دارند، اما گروه فدرال دموکرات آذربایجان در توضیحی کوتاه گفته است؛ «ما باور داشتیم که اختلافات را می‌شد در چهارچوب پلاتفرم ج. ف. د. آ. حل کرد، اما اخیرا دیدگاه‌ها و نظریات این دوستان مطابق پلاتفرم ما نبود. به همین دلیل بدون گسترش بحث‌ها استعفا دادند».

به نظر می‌رسد مسئله‌ی سردرگمی اپوزیسیون در انتخاب فدرالیزم و یا گزینۀ استقلال و عدم اجماع بر سر این مسایل، هنوز هم یک مناقشه‌ی حل نشده در اپوزیسیون باشد که هرازچندگاهی فضای سیاسی اپوزیسیون را به سمت التهاب بیشتر و حادتر سوق می‌دهد.

اما در فدرال دموکرات‌های آذربایجانی، دلایل استعفای گروهی نه اختلاف در تئوری فدرالیزم بلکه چالش بر سر سیاست‌های کلی و موازین اصولی گروه برمی گردد، چنانکه این نتیجه گیری را می‌توان به وضوح از مواضع مستعفیان و بیانیه‌ی گروه اصلی فدرال دموکرات آذربایجانی استنباط نمود.

گروه جدا شده دلایل استعفای خود را «ضعف دمکراسی درون تشکیلاتی و اختلافات سیاسی» میان اعضای فدرال دموکرات‌های آذربایجانی بیان کرده است.

آنها می‌گویند به نظرات منتقدین و راهکارها اهمیتی گزارده نمی‌شود و گروه سکان نشین چنین ادعا می‌نمایند که «نظرات جدید آن‌ها حتی اگر در تضاد با نظرات 60 درصد اعضای تشکیلات و ضدیت با نظرات 99 درصد فعالین ملی بود، باز هم عین پلاتفورم ما بوده و خود را» پلاتفورم ناطق خواهند خواند «.»

این هشت نفر جدا شده از تشکیلات آذربایجانی فدرال خواه، آینده سیاسی این تشکیلات و بلکه شرایط کنونی را «نه یک زایمان طبیعی بلکه یک سقط جنین» توصیف کرده‌اند.

آن‌ها همچنین گفته‌اند: «چنین سقط جنین دردآوری، می‌تواند علل متفاوتی داشته باشد اما نتیجه آن یک پایان فاجعه‌بار برای جنبش ملی و آغاز دوران فطرت و یأس برای یک دوره طولانی خواهد بود».

آنها می‌گویند اختلافات منجر به استعفای جمعی 21 فوریه 2012 از این جریان سیاسی در «یک زمینه فکری و در نتیجه یک فرهنگ رفتاری ناخوشایند» به وقوع پیوسته است.

اما این گروه جدا شده یکی از مبانی سیاسی اختلافات درون جنبش فدرال دموکرات آذربایجان را فقدان آزار دهندۀ دموکراسی در روابط و تعاملات حزب مذکور عنوان نموده‌اند.

آن‌ها همچنین این بیماری را به تمامی احزاب اپوزیسیون عمومیت داده و در بیانیه خود گفته‌اند: «تمامی شواهد حاکی از آن است که اوضاع در درون همه سازمان‌ها و احزاب سیاسی قدیم و جدید در مدارهای شبیه هم، کم و بیش پدرسالارانه و غیردمکراتیک بوده‌اند و هنوز هم هستند».

جنبش فدرال دموکرات آذربایجان اما در بیانیه ای جداگانه به توضیح دوباره‌ی مبانی اصولی خود پرداخته و معتقد است اینکه آن‌ها نتوانسته اند شرایط استقلال آذربایجان را فراهم کنند «یک واقعیت تلخ» است. در بیانیه آمده است: «با فرو پاشی شوروی، تاریخ، فرصت دستیابی به استقلال برای جمهوری آذربایجان را فراهم ساخت». اما در ادامه به این موضوع هم اذعان داشته است که برای پیشبرد این سیاست «این اغراق آمیز نیست که بگوئیم که راه دشواری را در پیش داریم».

میرسوبان بلوچ – 8/3/2012

ایمیل نویسنده: mirsouban@hotmail.com



ارسال شده در: پنج‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1390 :: 20:20 :: توسط : عرفان عزیزی
 
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 381771






Powered by WebGozar