X
تبلیغات
رایتل
makoran مکران
مکران وبلاگ خبری-تحلیلی استان سیستان و بلوچستان
 
قومیت گرایی و ناسیونالیسم منفی

  یکی از برکات و ثمره های ظهور اسلام خط بطلان کشیدن به اصالت دادن به قوم و قبیله می باشد. در اسلام آنچه ملاک و معیار محسوب می شود « امت واحد» است و مسلمانان حول یک محور به نام اسلام مجتمع می شوند و بدون تمایزات قومی، همگان تحت لوای اسلام حرکت خواهند نمود.

جهان اسلام، که در عصر حاضر متشکل از 53 کشور می باشد، به وحدت استراتژیک نیاز دارد و هر مسئله ای که مانعی برای تحقق این مهم محسوب گردد باید از سر راه برداشته شود.

 واقعیت این است که امروز اصالت دادن به ملیت و تعصب ورزیدن به آن پان عربیسم، پان ترکیسم، پان بلوچیسم ٬تقسیم جهان اسلام به عرب و عجم و مسائلی از این دست، مهم ترین آسیب برای انسجام اسلامی در عرصه سیاسی است.

 اگر چه امروز حاکمیت سیاسی کشورهای اسلامی به رسمیت شناخته شده و حدود و ثغور هر حکومتی مشخص است و دست یافتن به حکومت واحد جهانی اسلامی در عمل ناممکن  می باشد، در همین چارچوب هم این امکان وجود دارد که جهان اسلام در مسیر هم گرایی و وحدت پیش برود و در جهت منافع عمومی جهان اسلام  حرکت نماید.

حکومت های اسلامی باید به گوش و به هوش باشند که جدا نمودن صفوف مسلمانان از هم به بهانه های قومی و ملیت پرستی ضربات جبران ناپذیری به پیکره جهان اسلام وارد خواهد کرد و این بسان کشتی ای است که در دریا در حال حرکت است و کسی بخواهد قسمتی را سوراخ کند که باعث می شود همگان غرق شوند.

اسلام همه را برادر می داند و فضلی برای عرب بودن یا عجم بودن قائل نیست ، و همگان را به سوی تحقق امت واحده جهانی دعوت می نماید. با مطالعه تاریخ پر فراز و نشیب اسلام به این نکته می رسیم که در طی تاریخ، یکی از عوامل تفرقه و اختلاف مسلمانان تکیه بر تفاخرات و عصبیت های قومی می باشد.

 امام علی(ع) در خطبه ای  در نصیحت مردم به پرهیز از اختلاف و پراکندگی فرموده است : « امواج فتنه برخاسته و کشتی اسلام را به گرداب در افتاده است. از روش هایی که اختلاف را می افزاید باید سر پیچیده و مفاخر و عصبیت های قومی و سوابق شخصی را باید کنار گذارد. این افتخارات چون تاج های ساخت و ساز بشر است که در اسلام ارزشی ندارد.»

سید جمال الدین اسد آبادی، آن منادی وحدت و دل سوخته امت اسلامی، در مبحثی تحت عنوان« ملیت و دیانت اسلامی»، ضمن تحلیل فلسفی و علمی – تاریخی این مسأله، این نظریه را که « حس تعصب قومی و نژادی از خصایص و علاقه قومی طبیعی انسان هاست» رد نموده و آن را عارضی خوانده و گفته است:

 این حس تعصب و علاقه قومی طبیعی نیست، بلکه« فقط عارض برای انسانها» است که ابتدا « فقط برای رفع نیازها  و جلب منافع» در انسان ها پدید آمد، ولی به تدریج به واسطه تربیت صحیح نیافتن، با خروج از جاده اعتدال و رسیدن به مرحله افراط، با افزایش طمع ورزی و توأم شدن آن با قدرت، به صورت دشمنی اقوام با یکدیگر جلوه کرد و از طریق توارث، به نسل های بعد منتقل  گردید و قرابت خویشی و نسبی، وسیله دفع شر دشمن قرار گرفت که به مرحله نژادی و قومیت گرایی رسید و به همین ترتیب انسانها در روی زمین تقسیم شدند و امت های مختلفی بوجود آوردند و راه افراط در پوئیدند.

شیخ محمد ابوزهره، استاد دانشگاه الزهر و رئیس دانشکده حقوق قاهره، محقق به نام مصری در دوران معاصر است که با تکیه بر عقاید و مواضع اسلامی خود، تلاشها و مجاهدات قلمی و فکری- فرهنگی مهمی در مسیر وحدت بین مسلمانان انجام داده است. وی در ریشه یابی از هم گسستن وحدت مسلمانان از صدر اسلام، شروع آن را از وقتی می داند که « احساس قومیت» در مسلمانان شدت گرفت و « قومی در صدد بر آمد که قومیت خود را زنده و آشکار نماید.» این امر متفرق شدن مسلمانان و جنگ حکومت ها با یکدیگر را باعث شد و حاکمان مردم رابه نبرد با برادران مسلمان خود تشویق کردند نه با دشمنان و همین مسأله باعث شد صلیبیان به قلمرو اسلامی وارد شوند.

بنابراین آنچه برای حاکمان در کشورهای اسلامی به عنوان یک وظیفه، متعین و لازم است شکل دهی تعامل با دیگر ملل اسلامی بر اساس اسلام به عنوان نقطه اشتراک امت اسلامی است و مبارزه با هر نوع حرکتی که در صدد باشد مسائل قومیت گرایی را پر رنگ کند و به سیر وحدت و انسجام اسلامی ضربه زند.



ارسال شده در: شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1390 :: 12:58 :: توسط : عرفان عزیزی
 
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 384605






Powered by WebGozar