X
تبلیغات
رایتل
makoran مکران
مکران وبلاگ خبری-تحلیلی استان سیستان و بلوچستان
 
ژئوپلتیک اقوام در ایران

  موضوع قومیت در رویکرد امنیتی یکی از شاخصهای عمده در شناخت ظرفیت طبیعی کشورها برای نیل به توسعه تحلیل می شود. تصویر موزاییک اقوام در متن ژئوپلیتیک ایران پروسه ای تاریخی از چرخه¬ی فرصت- تهدید را فراروی منافع ملی ایران به نمایش گذاشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در چند اصل تنوع قومی را برای اقوام ایرانی به رسمیت شناخته است. اصول 48-19-15 قانون اساسی ج-1-1، ناظر به جایگاه استراتژیک اقوام در ژئوپلتیک کشور است. در شرایط جدید، اقوام و اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی بعنوان یکی از نشان های همبستگی ملی تعریف می شود. از سویی در عصر موسوم به جهانی شدن که جهان به تعبیر مک لوهان به سبک دهکده جهانی نمایش داده می شود کشورهایی با مختصات نظام سیاسی ایران، بدلیل تنوع قومی با چالش متنوعی روبرو می باشند.

چکیده

در این فضای معلق هویتی، تنوع قومی در جامعه ایرانی می بایستی با حذف ناسیونالیسم قومی و نهادسازی سازمانی و توانمندسازی اقوام ایرانی، بستری برای مشارکت نهادی در متن نظام سیاسی بیابند تا با همگرایی اقوام، ضریب امنیت ملی، افزایش یابد، ژئوپلتیک اقوام در جمهوری اسلامی ایران بدلیل تنوع قومی، تصویری شفاف، از زیست مسالمت¬آمیز اقوام و گروههای قومی را منعکس می کند در این میان آرمان¬های ایدئولوژیکی و ملی ج-1-1 بسیاری از کلیشه های حاشیه ای پیرامون ناسیونالیسم قومی را خنثی می سازد.

واژگان کلیدی: ژئوپلتیک، اقوام، اقلیت، وحدت ملی، ایران.

مقدمه :

موضوع قومیت ها در سرفصل منافع ملی هر کشور جایگاه مهمی را دارا می باشد. در عصر حاضر یکی از الزامات توسعه در جمهوری اسلامی ایران برای تحقق سند چشم انداز بیست ساله تکیه بر همبستگی واتحاد ملی و مشارکت عمومی برای همگرایی قومیت ها، مذاهب، اقلیت ها و گروههای قومی است. در نگرش کلی در هر نظام سیاست اتحاد ملی از مجرای حداکثرسازی ضریب همبستگی تحقق می یابد برای ظهور اتحاد ملی لازم است که بین نیروهای اجتماعی بستر همکاری و پیوند ارگانیک پیوند مکانیکی و تصنعی نیست بلکه منظور پیوند عمیق و استراتژیک در هدف است. در این میان اقوام و گروههای قومی بعنوان نیروهای اجتماعی نظام سیاسی جایگاه مهمی در اتحاد ملی ایفا می کنند.

دراین چارچوب تقویت کارکرد فرهنگی- اجتماعی اقوام و اقلیت ها می تواند در قالب توانمندسازی اقوام و فرصت سازی برای آنها و نظارت و هدایت بر فعالیت آنها، چارچوب مناسبی برای تحقق اتحاد ملی در جامعه اسلامی پدید آورد. ضمن اینکه شناسایی نقاط کور و تهدیدزا- فراوری اقوام و گروههای قومی می تواند ضریب امنیتی اقوام ایرانی حول منافع ملی را اعتلا بخشد و طرحی نو از اتحاد ملی اقوام ایرانی با هویت اسلامی نمایش بگذارد.

1- تعاریف عملیاتی مفاهیم

در آغاز پژوهش به تبیین و تعریف مفاهیم مرتبط با موضوع مقاله می پردازیم.

الف: قومیت

در جامعه شناسی اصطلاح قومیت عمدتاً استفاده کاربردی دارد و برداشت های متفاوتی از آن ارائه شده است در این میان تعریف آنتونی اسمیت دارای کاربرد مهمی می باشد «قوم عبارت از یک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجداد مشترک، خاطرات مشترک، عناصر فرهنگی پیوند با یک سرزمین تاریخی با وطن و میزانی از حس منافع و مسئولیت است»(ایوبی، 1377، ص17) این تعریف عناصر محوری هویت نظیر اعتقاد آگاهی و فرهنگ مشترک را واجد است.

ب: اتحاد ملی

متغیر اتحاد ملی مشعر به چگونگی صورتتبندی نیروها و گروههای اجتماعی- سیاسی است. این متغیر از نظر امنیت ملی مساله ای حایز اهمیت تلقی می شود. لذا هرچه یک دولت- ملت (Nation- State) اتحاد و انسجام بیشتری داشته باشند وضعیت امنیتی آن باثبات تر است و شکنندگی آن کمتر است.

ج: امنیت

واژه امنیت دارای دو معنای ایجابی یعنی وجود احساس رضایت و اطمینان خاطر بین «دولتمردان و شهروندان» است و معنای سلبی امنیت یعنی فقدان ترس، اجبار و تهدید است».(افتخاری، 1377، ص12)

د: امنیت ملی

در تعریف واژه امنیت ملی رابرت ماندل معتقد است«امنیت ملی شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولاً جزء مسئولیت های ملی است تا از تهدیدات مستقیم ناشی از خارج نسبت به بقای رژیم ها نظام شهروندی و شیوه زندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورند. (عصاریان نژاد، 1383، ص32)

و: هویت ملی

هویت ملی به طور سنتی به برابری انسانهایی که عضویت یک دولت ملی را پذیرفته¬اند تاکید دارد برای این افراد جدا از تمایزات نژادی، زبانی و قومی، حقوق مشترکی نظیر برابری در فرصت های اساسی نظیر تحصیلات و امکانات رفاهی، برابری در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه و برابری در حقوق و امتیازات قانونی به رسمیت شناخته می شود.

هـ: شکاف قومی

شکاف عبارت است از تقابلی که گذرا نیست «شکاف برخاسته از متن جامعه است و بقول استین روکان تمایل به انجماد دارند و برای سالیان متمادی در یک جامعه رحل اقامت خواهند افکند و منشاء آن غالبا حوادث مهم و تاریخی یک جامعه چون انقلاب یا نوسازی و امثال آن است.» (بنی هاشمی، 1381-ص82) شکاف قومی می تواند ضریب امنیت ملی را معلق سازد.

عوامل تکوین ناسیونالیسم قومی:

بررسی پیشینه تاریخی اقوام در ایران نشان می دهد که قاعده کلی حاکم بر مناسبات اقوام ایرانی بر مدار همدلی و زیستی مسالمت آمیز استوار بوده است اگرچه در مقاطعی محدود، سطوح مختلفی از تنش و بحران را نیز تجربه کرده است. شکاف اساسی قومی در ایران همزمان با بحث نوگرایی فرمالیستی در عصر قاجار ظاهر شد و در عصر انقلاب مشروطه(1284) و به ویژه در زمان حکومت پهلوی آهنگ آن شتاب بیشتری پیدا کرد. در عصر رضاخان نوگرایی بر سه پایه مبتنی بود سکولاریسم، توسعه صنعتی در مراکز و وابستگی به بیگانگان. این اصول موجب بروز گسل های منازعه اقوام در ایران شد بعنوان نمونه صنعتی شدن کشور که اساساً در پایتخت ومراکز استان ها صورت می پذیرفت موجب نابرابری های اقتصادی و تبعیض نژادی و قومی گردید و منبع تحرکات خشن سیاسی شد و طرح مطالبات فزاینده ی اجتماعی از ساختار حکومتی را مطرح کرد که در قالب آنومی اجتماعی و شعار ناسیونالیسم قومی نمایان شد از طرفی طرح مساله وابستگی به بیگانگان از سوی دربار بر عمق شکاف دولت- ملت Nation-State افزود و اقشار مختلفی که اعتقاد به هویت ملی داشتند را وارد فاز منازعات فرسایشی با سیستم سیاسی کرد. و مهمتر از همه طرح سکولاریزه کردن جامعه ایرانی بدون توجه به بافت مذهبی و دینی جامعه اقتدار و اعتبار نظام سیاسی را به زیر سئوال برد بطوریکه شکاف های اساسی قومی در عصر پهلوی به شدت افزایش یافت و قدرت فزاینده اقوام را در درون نظام سیاسی دولت به همراه داشت. بطوریکه تمایز دولت از اقوام آسان نبود در این مقطع از تاریخ سیاسی ایران، سران اقوام و قبایل در ساختار دولت حضور داشتندو دولت و اقوام ایرانی به یکدیگر وابسته بودند و نظام واحدی تشکیل می دادند که واجد هویت ایرانی بود. دولت برای بسیج سپاه واخذ مالیات و عوارض و تامین امنیت مرزها متکی به اقوام بود و اقوام نیز در قدرت دولتی سهیم بودند و از آن منتفع و بهره مند می شدند و اگرتعادل میان آن دو بهم می خورد مجدداً این تعادل و توازن برقرار می شد. سابقه اقوام فارس، ترک، کرد،و لر به یگانگی تاریخی پاس و ماد و به اسطوره مشترک قوم آریا می رسد اختلاف لهجه و گویش زبان نیز حاکی از آن اصل مشترک است که بیانگر نوعی وحدت سیاسی با هدف تعامل منافع بوده است بعنوان نمونه همراهی اقوام بختیاری در دوران مشروطه به اشتراک عقیده با ایرانیان شیعه و تاکید کردها بر اصالت ایرانی خودو همراهی ایلات قشقایی در جریان ملی شدن صنعت نفت حاکی از این وحدت تاکتیکی اقوام با دولت مرکزی است. این وضعیت پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران وارد فاز تجزیه طلبانه اقوام در مناطق قومی نشین ایران با طرح شعار ناسیونالیسم قومی شد و بحرانهایی را به وجود آورد لکن در جریان جنگ تحمیلی با رهبری امام خمینی نوعی همگرایی از سوی اقوام برای دفاع از منافع ملی کشور صورت گرفت. در دوران بازسازی سعی در محرومیت زدایی و فعالیت های عمرانی و توسعه زیر ساخت های اقتصادی در مناطقی با موقعیت تنوع قومی به اولویت اساسی دولت تبدیل شد و در عصر اصلاحات توجه به قومیت ها در قالب توانمندسازی اقوام و نهادهای مدنی و تاسیس سازمانهای مردم نهاد. (سمن ها) و تحقق اصل شوراها- و شکل گیری نمادهای جامعه مدنی در دستور کار دولت قرار گرفت.

باوجود بسترهای قانونی در مورد شناسایی حقوق اقلیت ها و اقوام، درمقاطعی از تاریخ ایران نمودهایی از بیماری ناسیونالیسم قومی خود را نشان داده است. در این میان موقعیت جغرافیایی اقوام معادله امنیت ملی را پیچیده تر کرده است اقوام و اقلیت های مذهبی در حساس ترین حوزه های راهبردی کشور اسکان یافته اند. درعین حال عوامل موثر بر شکل گیری ناسیونالیسم قومی در جوامع چندقومی به اقتضای خاص هر جامعه متنوع و متعدد است. که می توان فهرست وار به موارد زیر اشاره کرد.

• چگونگی توزیع منابع قدرت- اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جامعه

• تجربه تاریخی تعاملات و روابط اقوام که آیا سلطه گر و سلطه پذیر یا فدرالیتی یا خودمختاری بوده است.

• وضعیت خود جنبش ناسیونالیسم با توجه به محور ایدئولوژی و شیوه های پیگیری مطالبات اجتماعی.

• شرایط ژئوپلتیک یا جغرافیایی ترکیب قومی هر جامعه

• کیفیت روند ملت سازی و دولت سازی

در مجموع باید اذعان کرد ظرفیت سازی از نقش بالقوه اقوام در اتحاد ملی ایران عمدتاً در متن قانون اساسی کشور نهادینه شده است. بعبارتی دیگر با مطالعه در قانون اساسی ج-ا-ا می توان توجه به ژئوپلتیک اقوام را در وحدت ملی کشور در ذیل حقوق شهروندی به شرح ذیل دریافت کرد.

1- حق مشارکت در امور سیاست در اصل هفتم

- بهره مندی از حقوق مساوی در اصل نوزدهم که تصریح دارد مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد اینها سبب امتیاز نخواهد بود.

- برابری همگان در برابر قانون در اصل بیستم

- ممنوعیت تفتیش عقاید مردم در اصل بیست و سوم

- بهره مندی همگان از امنیت فکری در اصل بیست و پنجم

- آموزش و پرورش رایگان برای همگان در اصل سی ام

- بهره مندی همگان از مسکن مناسب با نیاز در اصل سی و یکم

- برخورداری عموم مردم از امنیت قضایی و حقوقی در اصل سی و دوم

- عناصر و ابزارهای جامعه مدنی یا نهادهای واسطه ای دولت- ملت که دراصل ششم و بیست و ششم آمده است که احزاب و جمعیت ها، انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی و اقلیت های دینی شناخته شده آزادند مشروط بر اینکه اصول استقلال آزادی وحدت ملی وموازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقش نکنند.

6- نوع نگرش و میزان گرایش اقوام به هویت ملی و امنیت ملی و دولت ملی که آیا با دولت مرکزی موافقند یا مرکزیت اقوام (ناسیونالیسم قومی).

ژئوپلتیک اقوام در ایران:

تنوع قومیتی به عنوان یک واقعیت تاریخی- سیاسی همواره با جغرافیای سیاسی ایران پیوند خورده است. سرزمین ایران در مقوله تنوع زبانی و قومی درجهان با 24درصدی همانندی در رتبه شانزدهم قرار دارد. در ایران اگرچه فارسی زبانان با بیش از 60درصد جمعیت اکثریت دارند ولی وجود شش قومیت عمده در درون این واحد ملی و تاثیرات گسترده آنها بوسیله تحولات تاریخی واقعیت مشهودی است که می تواند مبنای پیش بینی وضعیت آینده امنیتی کشور قرار گیرد. بر این اساس ما اینک به اختصار به بررسی اقوام برجسته ایران می پردازیم.

الف- قوم ترک

بزرگترین اقلیت قومی در ایران، ترک ها هستند. در ایران چهار استان اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی و زنجان حوزه اصلی اسکان ترک ها شناخته می شوند باتوجه به وضعیت نسبتاً خوب اقتصادی منطقه عوامل مادی موجد بحرانهای قومی در این منطقه تحلیل نمی گردد بطورکلی ترک ها از حس ناسیونالیستی و ملی گرایی بالایی در قبال ایران برخوردارند که می توان نمونه آن را در قیام شیخ محمد خیابانی در سال1298 مشاهده کرد که در متن این جنبش مطالبات قومی جایگاهی پیدا نکرد.

در مقاطع دیگر از تاریخ ایران احساس تعلق به آرمانهای ملی- مذهبی مثل مشروطه نیز از خود نشان داده اند و همگام سایر شهروندان تا مرحله درگیری با دولت مرکزی پیش رفته اند. در جریان وقوع انقلاب اسلامی1357 نیز اقوام ترک وفاداری خود را به نظام اثبات کردند.

ب- قوم کرد:

جمعیت کرد عمدتاً در آذربایجان غربی، کرمانشاه، همدان، کردستان و شمال خراسان ساکن می باشند و ضریب پراکندگی کمتری نسبت به ترک ها دارند. این قوم زمینه مناسب تری برای فعال شدن گسست کرد- فارس دارد از جمله این زمینه ها اول تمرکز جمعیتی در یک منطقه کوچک و مشخص دوم امکانات محدود اقتصادی بهداشتی و آموزشی. سوم موقعیت جغرافیایی در کنار مرز دو کشور با تشابه قومی و محلی و چهارم انزوای سیاسی حضوری کمرنگ نخبگان سیاسی اجتماعی و پنجم ملاحظات مذهبی که اکثرا سنی مذهب می باشند و ششم می توان به ملاحظات منطقه ای جمعیت امرار در شمال عراق، جنوب شرق ترکیه، شرق سوریه که در نتیجه کردستان ایران از تنش ها و گرایش های سیاسی این قومیت در منطقه تاثیر می پذیرد هفتم زبان کردی محور جنبش های کردی است اگرچه از نظر نژادی نمی توانند اصل آریایی و ایرانی بودن کردها را منکر شوند.

ج- قوم لر:

تاحدود قرن ششم اقوام لر در ایران بدلیل فقدان اتحاد و انسجام تحت سلطه سلجوقیان یا خلفای عباسی بودند و با ضعف قدرت مرکزی خود مختاری پیدا کردند و به تاسیس لر بزرگ- بختیار و کهکیلویه و بویراحمد و لر کوچک- لرستان فعلی و ایلام دست زدند. این قوم از قدرت حکومتی مناسبی برخوردارند و حملات سخت تیمور لنگ و ترکمانان را پشت سر گذاشتند. فرمانروایان لر در زمان مراوده با دولت عثمانی خود را شاه و ملک می خواندند و سیاست های دوره صفویه در نزدیکی به لرها و سرکوب شورشهای آنان در زمان قاجاریه و سیاستهای متمرکزگرایانه رضاشاه موجب وضع خطی لرها و اسکان در استانهای لرستان، چهارمحال و بختیاری، ایلام و کهکیلویه و بویراحمد شده است.(بهرامی،1377، ص72) بطورکلی سیاست های رضاخان در منطقه از جمله تخته قاپو کردن عشایر موجب بر هم خوردن اقتصاد سنتی و عدم جایگزینی اقتصاد نوین و به تبع آن منجر به چالش ها و شکاف های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی زیادی در میان اقوام لر گردید.

 

د- قوم بلوچ :

جغرافیای اسکان بلوچ ها در ایران عمدتاً در استان سیستان و بلوچستان مستقر شده اند بخش اکثر این قوم سنی مذهب اند. شکاف های مذهبی و قومی همجواری با بلوچ های پاکستان و افغانستان تاثیر محسوسی در ظهور گرایشات سیاسی از نوع- تمرکززدایی- اقوام بلوچ بر جای گذاشته است.

از نمونه این حوادث و گرایشات سیاسی می توان فهرست وار به مواردی نظیر سرکوب اقوام بلوچ به دست رضاشاه در سال1306 اشاره کرد. همچنین می توان به شورش های محلی طوایف مختلف اقوام بلوچ در طی سالهای 1310 تا سال1313 توجه کرد در این راستا می توان به ظهور حزب دموکراتیک بلوچستان در سال1354 تحت عنوان جبهه ملی خلق ایران که فرجام آن با درگیری گروه پیشمرگ بلوچ با دولت انقلابی ایران که منجر به فروپاشی گروه شد استناد کرد البته پرونده این تحرکات خشن قوم بلوچ نهایتا با درگیری سال های 1371 تا 1374 بسته شد. در مجموع مساله همجواری استان سیستان و بلوچستان بعنوان مرکز اسکان قوم بلوچ در ایران با کشور پاکستان در کنار مشکلات اقتصادی آنها می تواند در فعال سازی بحران های قومی موثر باشد اگرچه از نظر نژادی و زبانی فرهنگ آنها ایرانی به شمار می رود.

 

و- قوم عرب:

اعراب به لحاظ جغرافیایی در جنوب غربی ایران اسکان یافته اند. رخداد انقلاب اسلامی و گفتمان انقلابی موجب طرح گرایشات ناسیونالیسم عربی و گسترش آن گردید. اما وقوع جنگ تحمیلی مطالبات قوم گرایانه غلیظ آنها را برای مدتی به حاشیه برد و گراش به سمت اتحاد ملی را در آنها تحریک کرد. ضمن اینکه در سالهای بعد با بهبود وضعیت اقتصادی اعراب و تعلقات دینی آنها که عمدتاً شیعی هستند موجب کاهش فعالیت قومی ضدامنیتی آنها شد بطوریکه می توان سیاست همسویی قوم عرب با دولت مرکزی ایران را شاهد بود در عین حال زمینه های آسیب پذیری و تحرکات قوم گرایانه اعراب ایران را در فازهای مختلف می توان پیش بینی کرد بعنوان نمونه می توان به چالش های ناشی از جنگ و بیکاری و جمعیت جوان اقوام عرب در کشور در مقایسه با وضعیت اقتصادی اعراب کشورها منطقه اشاره کرد که در جایگاه خود می تواند موجب باز تولید گرایشات قومی در سطح منطقه گردد.

در مجموع از نظر تاریخی غیر از بحران شیخ خزعل- متاثر از ناسیونالیسم عربی با تحریک انگلستان- بحران خاص و مهمی در این قوم دیده نمی شود دردوران معاصر شاهد احیای هویت ملی و مذهبی واحد و عدم فعالیت گسست عرب- فارس هستیم. در این میان آرمان های شیعی و ملی ج-ا-ا بسیاری از کلیشه های حاشیه ای پیرامون ناسیونالیسم افراطی در میان قوم عرب را خنثی می سازد.

هـ- قوم ترکمن:

اقوام ترکمن در شمال شرق کشور ایران و غالباً در استان گلستان و در مجاورت جمهوری ترکمنستان سکنی گزیده اند. سابقه درگیری بین ترکمن ها و دولت مرکزی در شمار بحران های فعال همواره مطرح بوده است. زیرا آنها با موضوعات جدیدی نظیر ملیت آشنایی نداشته و خواستار نوعی حیات مستقل بوده اند. در مقاطعی از تاریخ ایران شورش و بحرا های مستمری را علیه دولت مرکزی مطرح ساختند.

نظیر همکاری آنها با مخالفان مشروطه ایرانی با هدف سرکوب مشروطه خواهان یا ایجاد شورای ده نفر در سال1303 و فعالیت آشکار در معارضه با دولت مرکزی، در مورد نمونه معاصرتر آن می توان به فرصت طلبی اقوام ترکمن از فضای بعد از انقلاب و ظهور جنبش موسوم به ترکمن که باعث خلق بحران های قومی بویژه در شهر گنبدکاووس گلستان در سال1358 گردید اشاره کرد.

منابع تهدید اقوام علیه امنیت ملی کشور:

موضوع تنوع قومی در متن ژئوپلتیک ایران در عین حالیکه فرصت های توسعه کشور را فراهم می سازد می تواند منبعی برای تهدید علیه امنیت ملی کشور قرار بگیرد. در این بخش به بررسی منابع تهدید از سوی اقوام علیه امنیت ملی کشور در سه حوزه اشاره می کنیم:

 

الف: مرزنشینی

ملاحظات امنیتی ایران متاثر از وضعیت ژئوپلتیکی کشور است برای کشوری که با 15 کشور همسایه مرز مشترک دارد.

جایگاه جغرافیایی اقوام معادله امنیت ملی را پیچیده تر کرده است. اقوام گوناگون و اقلیت های مذهبی در مهم ترین حوزه های راهبردهای کشور و جداره های مرزی اسکان پیدا کرده اند که عقبه آن ها در ورای مرزها و خارج از حوزه نفوذ و اثرگذاری حاکمیت ملی قرار دارد.از این منظر به لحاظ ارتباط و پیوند حوزه ها به خارج از مرزها، هرگونه چالش و بحران بیرونی نیز به سادگی به داخل مرزها سرایت می کند و امکان نظارت حاکمیت ملی بر حوزه ها به شدت کاهش می یابد از طرفی تحولات معطوف به جهانی شدنGolobalism با طرح موضوعات فشردگی زمان و مکان مرزهای جغرافیایی را شکننده ساخته است.

در شرایط جدید بخشی از اقوام کرد، ترک، بلوچ و عرب در ایران و بخشی از آنها در مناطق همجوار دیگر کشورها اسکان یافته اند. هرچند این اقوام در همسایگی ایران می تواند موجب نفوذ فرهنگی ایران شود اما در یک سیکل معیوب می تواند موجب دخالت بیگانگان در حوزه داخلی ایران شود. و معمولا افکار و رفتار ناسیونالیستی و تجزیه طلبی از همین مناطق وارد می شود. برای نمونه می توان به محل استقرار گروههای تجزیه طلب کرد مثل حزب منحله دموکرات در مناطق کردنشین شمال عراق، جنبش ملی بلوچستان ایران معروف به جمبا در بلوچستان پاکستان، جنبش خلق عرب در عراق و پان ترکیست ها در جمهوری آذربایجان و ترکیه اشاره کرد.

ب: دخالت بیگانگان

مساله تنوع و تکثر قومی و مذهبی کشور زمانی که با اهداف استعماری بیگانگان همراه می شود به منبعی برای تهدید علیه امنیت کشور تبدیل می شود ورود عناصر بیگانه به ساخت سیاسی کشور با ابزار ناهمگونی اقوام و اقلیت های قومی و مذهبی به سهولت صورت می گیرد در تاریخ معاصر ایران نمونه هایی از ردپای حضور فتنه انگیزانه بیگانگان را در آشوب های قومی را می توان مشاهده کرد.

ج: تراکم شکاف قومی- مذهبی و زبانی

تعارضات متنوع موجود میان گروههای قومی یا موازی شدن شکاف های قومی با شکاف های مذهبی و زبانی نقش موثری در میزان ثبات یا بی ثباتی کشور دارد این تراکم شکاف های قومی- مذهبی ممکن است متقاطع یا متوازی باشند و منجر به باز تولید ناامنی و تهدیدزدایی اقوام علیه امنیت ملی کشور گردند ضمن اینکه پتانسیل تهدیدات ناشی از شکاف تراکم قومی در اکثر مناطق قومی نشین کشور با ترکیبی از تضادهای قومی- نژادی و زبانی و مذهبی همراه است که در صورت فعال شدن این تضادها و تراکم شکاف ها طیف وسیعی از ناامنی و بی ثباتی ملی کشور را تهدید خواهد کرد.

 

نتیجه گیری و راهکارها :

تحولات تاریخی پیرامون ژئوپلتیکد اقوام لر ایران همواره معطوف به نقش و کارکرد چندوجهی اقوام در روند معادلات قدرت تحلیل و ارزیابی می گردد. به طوری که تصویر موزاییک، اقوام درمتن ژئوپلتیک ایران پروسه ای تاریخی از چرخه ی فرصته تهدید را فراروی منافع ملی ایران به نمایش گذاشته است.

امروزه جایگاه قومیت ها در تثبیت یا تغییر روند وحدت ملی با شناخت فرصت ها یا تهدیدات فراروی اقوام مستقر در ساخت سیاسی یک کشور پذیرفته شده است.در این راستا زبان قومی، اقتصاد محلی، ادیان و مذاهب مختلف و حتی خرده فرهنگ های قومی می تواند فرصت مطلوبی از حضور اقوام در تحقق وحدت ملی به نمایش بگذارد در عین حالیکه هر یک می تواند منبعی برای تهدید اقوام علیه امنیت ملی کشور تعریف گردد. در مجموع برای کشوری با مختصات ژئوپلتیک جمهوری اسلامی ایران که موزائیکی از تنوع اقوام را درون خود جای داده است توجه و تمرکز بر شاخصهای ذیل می تواند راهکار مطلوبی برای موضوع تعریف گردد.

1- اولویت یابی منافع ملی با اتخاذ استراتژی همبستگی ملی و مشارکت عمومی

2- نهادسازی و توسعه سازماهای مردم نهاد(سمن ها) با کارکرد فرهنگی- اجتماعی آموزشی در سطح اقوام

3- توزیع عادلانه ثروت ملی در سطح کشور

4- محرومیت زدایی و گسترش فرهنگ توسعه در سطح اقوام

5- جامعه پذیری سیاسی اقوام با جامعه پذیری کردن گروههای اجتماعی نظیر خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه ها و...

6- پرهیز از نگرش امنیتی نسبت به اقوام و جایگزینی راهبردهای نرم امنیتی نظیر مذاکره و گفتگو و فرصت سازی اقوام با هدف تامین امنیت ملی کشور

7- هویت بخشی و تشخص بخشی به اقوام و احترام به حقوق اقلیت ها در قانون اساسی کشور

ضمن اینکه نگرش های هارمونیک و هماهنگ نسبت به کارکردهای متنوع اقوام در ساختار سیاسی کشور و اجتناب از وحدت مکانیکی اقوام و تمرکز بر وحدت استراتژیک اقوام با هدف توانمندسازی اقوام می تواند تصویر شفافی از اتحاد ملی را بنمایش بگذارد در شرایط فعلی اعتنا به طرح (سند چشم انداز 20ساله نظام، چهارچوب مناسبی از اتحاد ملی و انسجام اسلامی با هدف کسب منافع ملی را طراحی می کند امری که در افق 1404 هجری خورشیدی آرمانهای نظام را در پرتو اتحاد ملی به تصویر می کشد. تنها در این چارچوب است که می توان به آینده ژئوپلتیک اقوام در ایران خوشبین بود.

فهرست منابع و مآخذ:

1- ایوبی، حجت ا...، شکاف های قومی و خشونت، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره اول، 1377، ص17.

2- افتخاری، اصغر، ظرفیت طبیعی امنیت، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره دوم، 1377 ص12.

3- عصاریان نژاد، حسین، امنیت و قومیت در جمهوری اسلامی ایران، ماهنامه دانشگاه عالی دفاع ملی، شماره 48 و 49، 1383 ، ص32.

4- بنی هاشمی، میرقاسم، چشم انداز آتی ناسیونالیسم قومی در آذربایجان ایران، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره16، 1381 ، ص82.

5- بهرامی، روح ا... ، سیاست قومی پهلوی اول در قبال قوم لر، فصلنامه مطالعات راهبردی، پیش شماره اول، 1377، ص72.

6- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

 

نویسنده: غلامحسن مبینی

http://balochistan1.blogsky.com



ارسال شده در: پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 :: 11:26 :: توسط : عرفان عزیزی
 
آخرین مطالب
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 384605






Powered by WebGozar